پورتال سازمانی

پرتال سازمانی

پورتال هوشمند

  • EN
پنج‌شنبه, 30 آبان 1398

آموزش  نیاز جدی امروزگردشگری  کشور

از ارکان های توسعه در هر سازمانی بحث پرورش نیروی انسانی  ماهر ، متخصص و کار آمد  است و جزو  دارایی ومنابع اصلی ساز مانها نیز محسوب می گرددو به نظر می رسد در سالهای اخیر در گردشگری کشور  نیز مورد توجه جدی قرار نگرفته است و می بایست با پرداختن همه جانبه به موضوع آموزش بصورت علمی و عملی با همه توان به شکل صحیح و برنامه ریزی شده آن اقدام گردد

با توجه به تجربه حدود 14 ساله در این حوزه بسیار دیده ام وقتی شرکت یا سازمانی به کادر سازی و آموزش و پرورش نیروی انسانی خودتوجه نموده در تعالی سازمانی و رسیدن به اهداف تعریف شده توفیق به دست آورده است. لذا اعتقاد راسخ دارم برای نیل به اهداف تعریف شده با ید به  آموزش نیروی انسانی متخصص،کادر سازی برای بخش های مختلف زیر مجموعه پرداخت. و عمدتا  این امر به دو شکل عمومی واختصاصی قابل  تعریف می باشد که در ذیل به تشریح آن می پردازم :

در ابتدا آنچه از آن بعنوان آموزش عمومی نام می بریم فرهنگ سازی عمومی سفر و رعایت آداب آن است ، به شکلی که بتوان بیشترین و بهترین بهره از سفر را هم به فرد سفر کننده و هم به مسیر ها ومقاصد سفر منتقل نمود و اهداف کلان کشور در توسعه گردشگری (اعم از منافع اقتصادی –اجتماعی و فرهنگی )تحقق یابد  برای ورود به بحث لازم است بصورت ذهنی  به این سوالات پاسخ دهیم:

آیا هموطنان عزیز قبل از انجام سفر برای سفر خود برنامه ریزی می کنند؟

این برنامه ها به چه شکلی است ؟

به کجا سفر می کنند؟

چگونه سفر می کنند ؟

با چه هدفی سفر می کنند؟

در بین را ه چگونه از فرصت خود استفاده و با دیدن جاذبه ها لذت می برند ؟

در مقصد از چه سایت و جاذبه ای دیدن می کنند؟

در مقصد با آثار  تاریخی و طبیعی چگونه برخود می  نمایند ؟

در مقصد با  مردم جوامع محلی چگونه برخورد می نمایند ؟(آیا در مورد روحیات و خصوصیات مردم محلی و رفتارهایی که باید در آنجا داشته باشنداطلاعاتی دارند ؟)

آیا رانندگان وسائط نقلیه و حمل و نقل عمومی در باره نحوه برخورد با مسافران و گردشگران اطلاعات مورد نیاز رادارند ؟

آیا فروشندگان سوغات و صنایع دستی درباره گردشگران و مسافران و چگونگی برخورد با آنها اطلاعات دارند؟

......................

همیشه در برخورد با کسانی که سفر می کنند این سوالها را از خودمی پرسم.  بسیار دیده شده در هر تعطیلاتی اعم از نوروز و تابستان یا هر فرصت فراغتی دیگر  ، حجم انبوهی از هموطنان از محل زندگی خود جدا شده  و  به برخی  از نقاط مطرح کشور سفر می کنند بسیار اتفاق می افتد در این سفرها  مردم در کنار  جاده ها ،پارک ها ،جاذبه ها و هر جایی که این امکان باشد چادر زده  و به استراحت می پردازندیا غذا درست نموده و میل می نمایند حتی در بعضی موارد همچون شرایط خاص اقلیمی مسافران مدارس ،استادیوم ها و ....را نیز برای استراحت انتخاب می نمایند که بعضا دارای امکانات کافی  نبوده و نیازهای آنان را تامین نمی کند ، یا در خور توجه و شان آن عزیز نمی باشد از جمله مواردی که بسیار دیده ایم این است که سایتهای تفریحی و تاریخی در بازدید ها مورد تخریب جدی قرار  گرفته و پس از اتمام دوره سفرعلاوه بر نوشتن یادگاری روی آثار انبوهی  از  زباله و آشغال های غیر قابل تجزیه  در فضاهای تفریحی  و طبیعی  به جا مانده و چهره بسیار زشتی ایجاد گردیده  وبسیار موارد دیگر .

 وقتی همه موارد را بصورت روزانه ،ماهانه و سالانه در گوشه و کنار این کشور عزیز مشاهده می کنیم از خود می پرسیم :

آیا این سفر ها می تواند باعث آرامش و تمدد اعصاب  هموطنان شود ؟

آیا این نوع سفر نشاط اجتماعی را بدنبال خواهد داد؟

آیا این  سفرها باعث رونق تاسیسات گردشگری خواهد شد؟

آیا این سفر ها موجب رونق اقتصادی واشتغال زایی در مسیرها  ومقاصد گردشگری خواهد شد ؟

آیا این سفر هابه معرفی صحیح آداب و رسوم و فرهنگ بومی مقاصد خواهد پرداخت ؟

آیا این سفر منجر به توزیع  عادلانه ثروت در کشور و مقاصد گردشگری خواهد شد؟

آیا در این سفر ها ظرفیت تحمل پذیرش گردشگر در سایت ها  رعایت خواهد شد ؟

آیا اینگونه سفر ها  می تواند اهداف توسعه گردشگری را محقق نماید ؟

و آیا اینگونه سفر ها  در یک محاسبه ساده هزینه – فایده،  دارای سود اقتصادی و اجتماعی خواهد بود ؟

و بی شمار سوال دیگر  که وجود داردو بدنبال پاسخ آن می گردیم

وقتی به دقت به این موضوعات فکر می کنیم می بینیم رسالت عظیمی  بر دوش دستگاههای متولی می باشد که بر اساس آن می بایست به فکر آموزش  فرهنگ عمومی وتوسعه آداب  سفر  باشند  و از طریق رسانه های جمعی به آن پرداخته شودو با نگاهی به تجربه موفق پلیس راه و سازمانهایی همچون گاز ، آب و ...  که با ساخت انیمیشن و مصاحبه ها و برنامه و ..  توانسته اند در فرهنگ سازی عمومی و آموزش اجتماعی توفیق یابندبه الگو برای تغییر ذائقه عمومی و نهادینه کردن آن می رسیم بگونه ای که بتوان اهداف توسعه گردشگری را با حفظ پایداری آن محقق نمود.

در همین راستا یکی از پیشنهادات در این زمینه می تواند تاسیس شبکه گردشگری یا حداقل ساخت برنامه آموزشی با همکاری سازمان صدا و سیما یا تولید نرم افزار های خاص این موضوع است که بتوانیم از این ظرفیت ها برای رسیدن به هدف  استفاده نمائیم و همچنین توجه جدی به نقش آموزش و پرورش در فرهنگ سازی پایه ای نسل آتی کشور که باز  یکی از نمونه های موفق آن موضوع همیار پلیس است که  در کشور اجرا می شود  و می توان آنرا به این حوزه نیز تعمیم دادواز طرح هایی همچون سفر یار ،همیار سفر،راهنمایان افتخاری سایتهای تاریخی- تفریحی و طرح فراموش شده کانون ایرانگردان و جهانگردان جوان (کاج)و.... نام برد.

اما موضوع دوم، آموزش اختصاصی است که بیشتر شامل فعالان و شاغلان در بخش گردشگری می باشد

که به نوعی اقدام به  ارائه خدمات  به گردشگران و مسافران می نمایند .

بسیار اتفاق افتاده سازمان میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری به عنوان متولی امر سفر در کشوربر حسب وظایف ذاتی و تعریف شده خود به توسعه زیر ساخت های گردشگری اقدام می نماید اما شاید توجهی نشده که  زیر ساخت ها علاوه  بر فیزیکی (مثل راه دسترسی ،آب آشامیدنی ،گاز و...)فرهنگی (مثل مهارت و آموزش فنی و حرفه ای و...) هم می باشد. مناطق  خاصی بعنوان منطقه نمونه گردشگری توسط هیئت محترم دولت مصوب می شود و خود را موظف می کند که برخی امکانات از جمله موارد    زیر بنایی همچون آب ،گاز ، راه دسترسی و.. را باصرف هزینه های  چند صد میلیونی تامین نماید اما غافل از اینکه این هتل یا جاذبه به تنهایی سودآور نبوده وبه جز این ها به چیز دیگری نیاز دارد که آن هم مهارت حرفه ای کارکنان ارائه دهنده خدمت می باشد.

 اگر فرض کنیم همه امکانات مورد نیاز را برای سرمایه گذاری تامین نمودیم و هتل مذکور  ایجاد شد ولی میزبان آن به مسافر با شکلی غیر حرفه ای و نامناسب سرویس دهی نمود آیا توانسته ایم رضایت میهمان را از حضور در آن مکان جلب نماییم و آیا ایشان مجددا به آن مجموعه بر خواهد گشت ؟  آیا سرمایه گذاری این افراد بازده مناسبی در طولانی مدت خواهد داشت ؟هدف از سرمایه گذاری او بصورت مطلوب محقق می شود ؟

این سوال پیش می آید چرا حاضر نیستیم چند درصد از آن هزینه ای که برای امور زیر ساخت فیزیکی در نظر می گیریم برای آموزش و تامین زیر ساخت فرهنگی و حرفه ای آن در نظر بگیریم.

نیک می دانیم که موضوع آموزش با توجه به هزینه بر و زمان بر بودن اثر آن مورد توجه برخی مدیران بخش خصوصی نمی باشد.از این رو مسئولیت بیش از پیش متوجه سازمان میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری  می باشد.برنامه ریزی برای سطوح مختلف از کارکنان سازمان تا شرکت ها وبخش های خصوصی اعم از هتل ،دفتر خدمات مسافرتی و...از جمله کارهای است که باید انجام داد . لذا بر ماست که به این موضوع توجه نماییم و آنرا بصورت جدی در دستور کار خود قرار دهیم بدین منظور برخی از پیشنهادات را به شرح ذیل ارائه می نمایم :

توجه جدی به موضوع آموزشگاههای خصوصی در حوزه گردشگری حمایت و تشویق به منظور تلاش بیشتر

الزام و اجبار برگزاری کلاس های آموزشی و شرکت در آن  برای شاغلان در این حوزه  و اخذگواهینامه (استفاده از تجربه مراکز بهداشت و همچنین راهنمایی و رانندگی برای اعطای گواهینامه )

برگزاری دوره های بازآموزی و ارتقای آموزشها  دوره ای برگزار  شده

آموزش همه کسانی که به نوعی با گردشگر ارتباط دارند حتی رانندگان  و سایل نقلیه عمومی و مغازه داران و فروشندگان سوغات و صنایع دستی و...

اعزام دوره ای مدیران و کارکنان و... به کشورهای موفق در حوزه گردشگری به منظور دیدن و کسب تجربه و یا آوردن اساتید مجرب و استفاده از تجربیات سازمان جهانی  جهانگردی(wto) و یا دستیاران فنی بین المللی آنها و در نظر گرفتن یارانه ها و حمایت های دولتی برای این موضوع

آموزش عملی دانشجویان گردشگری به گونه ای که پس از اتمام تحصیل آماده فعالیت باشند نه صرفا به صورت تئوری چیزی را فرا گرفته باشند

تشکیل اتاق هاي فکر متعدد با حضور اساتید دانشجویان و فعالان و مدیران بخش خصوصی به منظور ایجاد ارتباط دوطرفه و تبادل اطلاعات

تشکیل دفاتر ارتباط با صنعت گردشگری در دانشگاهها و دانشکدهای گردشگری  به منظورآماده  کردن دانشجویان برای حضور  در عرصه های کاری  و انتقال مطالب فعالان و مدیران بخش خصوصی و دولتی به دانشجویان و  برعکس  و همچنین ایجاد ارتباط به منظور بالا بردن      بهره وری  آن

تشکیل انجمن های علمی و مرتبط کردن آنها با ادارات گردشگری و بخش خصوصی به منظور جذب بهترینهای علمی  در امور اجرایی  صنعت

استفاده از نتایج  امور پژوهشی و علمی انجمن های مذکور و بکار بستن نتیجه آنها

......

با توجه به آنچه گذشت  به نظر می رسد آموزش و توجه به نیروی انسانی شاغل در بخش گردشگری می تواندیکی از مهمترین اولویت های مسئولان این حوزه  بوده  که انشاءالله در دوره جدید باید مورد مداقه بیشتر و توجه جدی تر باشد

به امید آینده ای پربارتر برای حوزه گردشگری کشور

 

 

رحمان فرمانی – کارشناس برنامه ریزی توریسم


5.3.6.0
V5.3.6.0